الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
337
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
مىدانى چرا ؟ علقمه گفت : بله ، تا از تو انتقام بدگويىهايى كه از من نمودهاى ، درحالىكه من به تو نيكى مىكردهام بگيرم . اعشى گفت : نه به خدا سوگند ! بلكه تا اندازهء بردبارى تو را دربارهء من بيازمايد . علقمه خاموش شد . اعشى سكوت را شكسته گفت : أعلقم قد صيّرتني الأمور * إليك و ما كان بي منكص كساكم علاثة أثوابه * و ورّثكم حلم الأحوص فهب لي ذنوبي فدتك النفوس * قلا زلت تنمي و لا تنقص ؛ « اى علقمه حوادث مرا پيش تو آورد . بدون راه گريزى » « علاثه جامههاى عزت را بر شما پوشانده و بردبارى احوص را به شما ارث داده است » « اينك مرا ببخش جانها بقربانت ، همواره عزتت را فزونى باد ، نه كاستى » . علقمه گفت : تو را بخشيدم ، ولى آگاه باش ، به خدا سوگند ! اگر شمّهاى از آنچه را دربارهء عامر گفتهاى دربارهء من مىگفتى تو را تا پايان عمرت بىنياز مىنمودم و اگر دربارهء عامر اندكى از آنچه دربارهء من گفتهاى مىگفتى تو را يك لحظه هم زنده نمىگذاشت . « 1 » 2 الحكمة ( 13 ) و قال عليه السّلام : « إذا وصلت إليكم أطراف النّعم ، فلا تنفّروا أقصاها بقلّة الشكر » . كمسپاسى موجب زوال نعمت 2 . امام عليه السّلام در حكمت ( 13 ) مىفرمايد : « هرگاه طليعه و آثار نعمت به شما روى آورد ، دنبالهء آن را با كمسپاسى مرانيد » . سيد رضى رحمه اللّه در كتاب مجازات النبويه گفتارى قريب به همين مضمون از
--> ( 1 ) . عقد الفريد ، ج 2 ، ص 62 .